خرید بک لینک
در حدود سه سال است که مرا تحولاتی در درون ایجاد گردیده و به نیروهایی از غیب متصل گردیدم که ابتدا مرا دچار هیجانات فراوان نموده و موجوداتی نظیر شیاطین با چهره های مختلف که سر از درون آتش در آورده و با من سخن میگفتند می دیدم و لذا مدتی از خود بیخود گردیده و این مدتی ادامه داشت تا توانستم خود را کمی جمع و جور نمایم ... همه ماجرا از آنجایی آغاز گردید که شبی در خلوت خویش احساس نمودم خدایی در این خلقت باشم و احساسم چنین بود که این دنیای به ظاهر لایتناهی را من آفریده و در سن حدود سی و هفت سالگی به یکباره از حقیقت وجودی خویش آگاه گردیده و چنین مرا به ذهن می آمد که با وجود آفرینش این دنیای بزرگ طی مدت بسیار زیاد و دورانی طولانی به یکباره تصمیم گرفته ام تا خودم در نزد خلایق خویش در کالبدی از آدمیان بر روی زمین متولد گردم و در میان خلایق خویش زیستن نموده و آنان را با نور حقیقی خویش آشنا نمایم ... و لذا در آن ایام مرا از آسمان بارانی از کلمات و خاطرات و اشعار و زمزمه هایی آشنا باریدن گرفته و آن باران واژه ها و زمزمه ها مرا چنین بود که گویی جان داشته و گاهی حس می نمودم آن زمزمه ها در برابرم به تصوی

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 10:59

آن کشتی نوح را روایت بسیار دیدم و آن را در طول تاریخ چنین اشنیدم که نوحی نبی بود و قومی که او ایشان را به پیامبر بود ... و خداوند آن بود که نوح را به پیامبری میان قومی برگزید و از آن خواست تا ایشان را به نیکی هدایت نماید و لذا چنین گویند و من باور ندارم که آن نوح نبی را آن هنگام که خلق او را ایمان نیاوردند از جانب خدایی چنین فرمان باشد که کشتی بسازد و آن خلایق را "آق" نماید و همه را در طوفانی غرق نموده و از هر جانداری یک جفت را با خود به آن کشتی بردن و هنوز ندانم آن را مقصود چه باشد و لذا بر اهرام مصر نیز چنین کتیبه هایی دیده و یکی از خدایان یا ایزدان را در این عصر نامش "اتم رع" یا "اتارع" اشنیده که در این عصر عده ای از دانشمندان او را خدای خدایان گویند و آن را ماری کبری بدور خورشید باشد و عصایی بدستش است و در زیر عصا نشانی از "امگا" بینم و آن "اتارع" را قایقی باشد که گویند ایشان عده ای را با خود به آن شمس هدایت و یا منتقل نماید و آن "اتارع" را سر به "عصفوری" است که یکی از پرندگان باشد و آن را به فارسی "گنجشک&qu

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 10:59

از قدیم در کتب مقدس چنین روایت گردیده است که آفرینش را پیری باشد در باغی که گویند آدم (ع) را او آفرید ... و در آن روایت سخن از باغی بود و آدم و حوایی و ماری و درخت معرفت نیک و بدی که آن پیر آدم (ع) را سفارش نمود تا از میوه آن درخت معرفت نیک و بد نخورند و لذا گویند که آن آدم خطا نمود و از بهشت اخراج گردید و باقی ماجرا ... لذا من در پی تحقیقاتی کوچک و نسبی چنین دریافتم که واژه "بَد" در پارسی دارای دو حرف و معادل لاتین آن "Bad" باشد که آن دارای سه حرف است ... و لذا مجموع عدد "دو و سه" برابر با "پنج" است که فرض نمایم آن به معنی "بَد" بوده و احتمال دارد که عدد "5" در زندگی جانداران اثر بدی داشته باشد ... و لذا حقیقت از ما نهان بوده و ما به علم الهی دسترسی نداریم ... و خداوند آگاه و عالم به نیک و بد باشد ... از سویی واژه پارسی "نیک" را میتوان "خوب" نیز معنی نموده و دارای مجموع سه حرف است و معادل لاتین آن واژه "Good" باشد که آن دارای چهار حرف است ... و لذا مجموع اعداد "سه و چهار" برابر با عدد &

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 10:59

گویند جن بسان خلقیست که قادر است عملیاتی بسان طی الارض انجام دهد... و این مثال طی الارض بگونه های مختلفی می تواند باشد و من در این لحظه بدرستی ندانم مقصودم را نام چیست... و لذا آن طی الارض می تواند بسان جهشی همزمان و در مکان باشد و یا اینکه جهشی اندر زمان صورت پذیرد و یا اینکه هر دو حالت با هم تتفاق افتد و این جهشی است که خلقی بتواند در میان زمان و مکان به یکباره جهشی انجام داده و انجام چنین حرکتی نیازمند تکیه گاه و محاسبات و هزینه هایی است که ظاهراً ارزان نباشد و آیا اینکه آن خلق بسان جن بتواند در حین انجام چنین عملیات چه داشته هایی از خود را طی این جهش از نقطه اول به نقطه دوم جابجا نماید بسیار قابل بحث بوده و لذا ممکن است طی این جهش و جابجایی ... آن خلق کاملاً نتواند تمامی داشته های خود را به نقطه دوم انتقال دهد و لذا در صورتیکه خلقی بتواند چنین جهشی را بصورت تمام و کمال انجام داده بطوریکه طی این جهش از نقطه شماره یک به نقطه شماره دوم هیچ چیز از آن کم نگردد و جابجایی آن بصورت تمام و کمال صورت پذیرد ... می تواند فرضیه ای بصورت ایده آل باشد و این نیازمند دانشی فرابشری است که به یحتمل ح

برچسب: جن چیست؟,جن چیست عکس,جن چیست و کجاست, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 10:59

مرا بیاد است که بارها درباره واژه خداوند اندیشیده و در این وبلاگ یحتمل بارها درباره خداوند نظر داده ام و لذا شاید تکراری باشد و چنین در نظرم آید که "خداوند" راترکیبی است از دو واژه "خُد" و "آوند" و شاید بتوان "خُد" را "خود" نیز عنوان نمودن و لذا "خداوند" را معنی بسان "آوندی" باشد که خود پدید آمده و آن آوند را خود به خود سیری رو به تکامل است و آن آوند را هوشی ماورایی فراگرفته است که آن هوش را می توان در دل و ذات هر ذره ای از این آفرینش دریافت و کشف نمود و لذا چنین هوشی در ذات آنچه اشناسم از ماده و انرژی و نور و تاریکی نهفته است و آن ماده وانرژی و نور و تاریکی هر کدام در ابعاد مختلف از ریز و درشت و کم و یا زیاد ... هر یک خواص خاصی داشته و هوشمندی مخصوصی در آن نهفته است و لذا با فرض اینکه واژه آوند معمولاً ما را نمادِ "نِی" یا "استوانه" باشد ... می توان آن را بصورت "حباب" یا اشکال گوناگون در نظر گرفت که در دل آن فضای کیهانی با این عظمت نهفته است و آنگاه که ما آدمان به توسط تلسکوپ ها پیشرفته

برچسب: خداوند چیست,خدا چیست زندیق,خدا چیست, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 10:59

الف: اَلِف:  یکی به معنی اَلِ فِ باشد و اَل را هنوز ندانَم بدرستی چیست و اَل ممکن است معنی ایل یا همان اِل یا خدا دهد که به حروف لاتین آن را با "L" نمایش می دهند و اَل ممکن است به معنی آل یا خاندان یا طایفه باشد ... یکی به معنی اَلِف یعنی اَز لِف است و لِف را می توان لیف از نوع الیاف دانست و یحتمل به معنی نَخ یا طناب یا حبل نیز باشد ... دیگر معنی آن می تواند اَلِف به معنی اَز لِف باشد و آن لِف به معنی شخصیتی باشد که یحتمل "لوده مَنِش" است و لوده منشی را می توان نوعی از جاهلیت معنی نمود یا شخصیتی قالتاق و یحتمل زورگو است که حرف حساب آن را حالی نشود و برای اینکه از او درخواستی نماییم بایستی حتماً زور بالای سرش باشد ... و اِلف را می توان خلایقی معنی نمود که دارای گوش هایی تیز باشند ... مثلاً در فیلم سینمایی ارباب حلقه ها موجوداتی بنام "الف" بودند که بگونه ای می توان آنها را بهشتی دانست و نوعی از اجنه باشند ... و گوشِ تیز را می توان دو نوع معنی نمود ... ابتدا گوش هایی بسان گوش های جاندارانی همچون خرگوش یا الاغ یا گرگ و ... که نوکِ گوشهای آنان تیز است و د

برچسب: معنی حروف فارسی,معنی حروف فارسی به انگلیسی,معنی حروف چینی به فارسی, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 10:59

مرا از آن هنگام که با خلایقی از غیب آشنای گردیده و حتی برخی از ایشان قابلیت مرئی و نامرئی نمودن خویش را داشته و قادرند بر فراز آسمان زمین پرواز نمودن و در موقعیت و مقامی باشند که آن را قرب به پروردگار گویند ... علاوه بر اینکه به همراه برخی از ایشان در حالیکه احتمال فراوانی می دهم که بسیاری از آنان قادر به شنیدن و نظارت روی تراواشات ذهنی و درونی من باشند ... به پاره ای از تحقیقات جهت کسب دانش و بالا بردن سطح آگاهی و معلومات خویش نسبت به کشف دنیای پیرامونم و رازهای نهان و شگفتی های الهی در زمینه فیزیک و متافیزیک و علوم غریبه و اسرار آمیز و تحقیق راجع به روایاتی که از حدود "دَه الی پانزده هزار سال قبل" در کتب مقدس و رسالات انبیاء و اولیاء خداوند و همچنین مواردی که توسط عامه جماعت آدمیان بصورت دهن به دهن رواج پیدا نموده است و برخی از آنان درباره رابطه مستقیم ایشان با "خداوند تبارک و تعالی" و یا برخی "ملائک و فرشتگان الهی" بوده  است و حتی در این میان موارد بسیاری راجع به صحت اجرای تعدادی از معجزات و اجرای اعمال خارق العاده و فراطبیعی و فرابشری برخی بزرگان

برچسب: آرزوهای من,آرزوهای من برای تو,آرزوهاي من, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:46

عصای من بر آن بیست و دو پیرَد...و آن زمان مکانی نبدیرَد...و آن نظاره بر پِران بِدیرَد...و هر پیر ز هر یک به جُدیرَد...و هر کدام زِ دیگر نخبیرَد...و آن عصا نه زیرَد...و یک پیر سه تَک را به مُدیرَد...و آن دو تَک رو نزد خود ندیرَد...و آن عصا که سه تکا نظیرَد...و آن نظارتش رو کس ندیرَد...و آن خطای پیر اصلاح کیرد...و آن به قادر مطلق پیرَد...و پیرش آن رو تکیه گاه دیرَد... و آن پیر تکی را به دَریرَد (به وَریرَد)...و عالمش او را دری ندیرَد...و آن بسان رازی خودآویرَد...و آن تنش به فرزادی اسیرَد ... و آن ردای خود رنگ ندیرد ... و مَنِ فرزاد نام روی زمیبَد ... که عالمِ پِرَم فرفره دیرَد ... و سنجاق خودا وسط اًگیرَد ...و فرفره هنو به چرخ نیرَد...و کیهَن به او سنجاقکِ دیرَد...و آن فضای کیهَن به وسیبَد...که راز عالمش کسی ندیرَد...و آن از هر سو به نُه سمیرَد...و آن اسما چون صلیب پیرَد... و آن زِ چار سو نُه طبق آرَد ... و کیهان خودا آن دهمی دَد ... که از هر چار سو به ده شمیرَد ... و از دیدِ خودَش به صِفر بینَد ... و از هر چار سو به نُه شَمیرَد ... و من خودا به منظومه بدینم ... که آن مهر ست

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:46

مرا چنین باشد که در پی کشف نام تخت هایی افسانه ای باشم که هر کدام دارای توانایی های خاص بوده و خداوند هر کدام از آنها را شامل لطف خویش قرار داده است و تاکنون سه تا از آن تخت ها را نام دانم و نام آن تخت ها اینچنین باشد ... تخت بلقیس ، تخت جمشید و تخت طاووس ... و لذا گویی تعداد آن تخت ها به یحتمل بایستی بیش از این باشد و در پی کشف نام آن تخت ها باشم که امید است خداوند مرا یاری نمودن تا بتوانم نام آن تخت های دیگر را نیز کاملاً به کشف نمایم و لذا گویی تخت دیگری نیز باشد که نام آن "تخت سلیمان" است و هنوز ندانم آن تخت سلیمان است یا قالیچه سلیمان و در طول تاریخ چنین دریافتم که آن سلیمان (ع) را حضرت خطاب نمایند ... و این بخش را باز گذارم تا آن را به تکمیل نمایم ....

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:45

گویند آن خضر نبی (ع) را مقام و مرتبه ای بلند نزد خداوند باشد و گویند او استاد موسی (ع) بوده و ایشان را عمری جاودان است و چنین باشد که گویند آن خضر نبی (ع)  را اینچنین بود که هر کجای که بر آن قدم گذاشته و بر هر مکان که می نشست از آن جا علف و سبزه و گیاهان می روئیدند و این روایتی است که گویی آدمیان آن را در نزد خویش دهان به دهان نقل نموده و لذا مرا چنین تفکر باشد که این روایت را با بینش و دیدی سریع گویند و نقل نمایند ... چرا که می توان آن خضر نبی (ع) را از سویی اینچنین در نظر گرفت که ایشان بر روی زمین بارها از رحم مادر بدنیا آمده و بارها تا لحظه مرگ بر زمین زیسته اند و لذا ظهور ایشان بر روی زمین چنین باشد که در طوا گذر زمان بر روی زمین هر جای که قرار است آن خضر نبی (ع) بر آن مکان زاده شود ... قبل از تولد ایشان آن منطقه آباد و سرسبز گردیده تا آن حضرت همواره در منطقه ای سر سبز متولد گردند ... و یا اینکه می توان در آفرینش خداوند آن حضرت را بسان غیبیان یا بهشتیان تصور نمودن و لذا هر جای که آن حضرت از آن گذر می نمایند را علتی باشد و آن علت می تواند حتی یکی از آدمیان ساده و کم بضاعت باشد

برچسب: حضرت خضر نبی,حضرت خضر نبی کیست,حضرت خضر نبی کجاست, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:45

مرا همواره چنین تفکر است که ما در کجا زیستن نماییم و دنیای ما چگونه آفریده شده است و لذا فرشته ای مرا به همراه است که دنیایم را از هر نمایی که برایم سوال باشد مرا نشان داده و ندانم نامش چیست ... و لذا در "قرآن مجید" از ملکی تحت عنوان "ملک الموت"یاد گردیده و آن آیه 11 از سوره ای باشد که آن آیه را سجده به واجب نمده اند و لذا ندانم آن آیه را بایستی به سجده نمودن یا حضرت ملک الموت را باید به سجده نمودن ... و ملک الموت آن باشد که من او را مهربان و با معرفت دریافتم و تا کنون دنیا را از زوایایی به من نشان داده است و لذا آن "ملک الموت (ع)" را خداوند ندانم و آن را خلقی دانم از خلایق خداوند بلند مرتبه ... و لذا آن ملک الموت قادر بود تا کیهان را تا انتها مرا نشان داده و فضای بیرونی کیهان را نمایی تاریک به نظر رسیده که اشعه هایی نورانی و پرتوهایی را بسوی محیط خارج از کیهان به تابیدن نماید و لذا آن در باور من پرتوهایی از حاصل جمع نور تمامی ستارگان و کهکشان های درون کیهان بود ... و من چنین دریافتم که مقامات الهی به لایتناهی باشند و یکی از آن مقامات چنین است که آن را همچ

برچسب: دنیای,دنیای مالکوم,دنیای ما اندازه هم نیست, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:45

مرا بسیار اندر معنای عدد 666 تفکر بود و لذا گویند آن عددی باشد که نماد شیطان است ... و لذا مرا در طول زیستنم تا به امروز از طریق ممارست در تفکر و پیگیری مواردی تاریخی و رخدادها و حوادثی که بر روی زمین پدید آمده و و آنچه بر مبنای دانش و علم و ایمان و مقدسات بدست آوردم ... و با در نظر گرفتن همان روایت که عدد 666 را نمادی از شیطان روایت نمایند ... چنین نتیجه حاصل گردید که آن عدد 6 را نماد انسان و آن عدد 66 را نماد حیوان و آن عدد 666 را نماد شیطان و آن عدد 6666 را نماد خداوند سبحان دانم ... و لذا آن اعداد را دانسته و نداسته که حاصل از چه باشد و لذا گویی در نظرم اینچنین است که آن نماد طول عمری و یا نماد حاصل جمع اعدادی و ... و ... و ... باشد ... و لذا آن 6 را حاصل جمع اعداد را به نتیجه 6 حاصل شود و آن 66 را حاصل جمع اعداد به 12 حاصل شود و آن 666 را حاصل جمع اعداد به 18 حاصل شود و آن 6666 را حاصل جمع اعداد به 24 حاصل شود ... و آن 6 را میتوان آن شش سطح خانه کعبه یعنی همان مکعب دانست و از سویی ستاره داوود را نیز شش پر است و مرکز آن شش ضلعی باشد ... و آن شش را حاصل جمع نقطه های حروف به 6 است ..

برچسب: معنی عدد 666,معنی عدد 666 در,معنای عدد 666 چیست, نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:45

امروزه بسیاری از محققان در پی کشف راز اهرام می باشند و لذا مرا یافته های بسیاری در این زمینه موجود باشد که به ذکر اندکی از آنان در زیر می پردازم ...همانگونه که دانیم یک هرم دارای قاعده ای مربعی یا مستطیل شکل است که می توان آن را چنین فرض نمود که دو هرم را طوری مقابل یکدیگر قرار دهیم که قاعده های آنها با هم موازی گردیده و نوک آن دو هرم بر یکدیگر منطبق گردد و لذا به توسط یک دیدگاه جانبی می توان آن را بسان ساعتی شنی یا ساعتی رملی دید ...لذا قاعده هر یک هرم دارای چهار گوشه و یا چهار کنج باشد که می توان هر کنج آن را با عددی معادل عدد "6" نسبت داد ...و بنابر فرضیه فوق می توان چنین نتیجه حاصل نموده که حاصل جمع چهار گوشه هرم برابر "6x4" یعنی عدد "24" است که نماد ساعت اتوماتیک مدرن امروزی است که با آن هریک شبانه روز را به بیست و چهار ساعت تقسیم می نمایند ... این بیانگر چنین حقیقت باشد که در آن ایام فراعنه مصر تا حدودی نسبت به آینده و طریقه ساعت شماری آن آگاهی داشتند و البته این آگاهی به قبل از فراعنه نیز مرتبط است چرا که قبل از فراعنه نیز برخی از اقوام و قبیله های

برچسب: نویسنده: نیکی شجاعی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 20:44

صفحه بندی